برگ سبز
استاد نایینی
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان برگ سبز و آدرس ostadnaser.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





 

 
 
به نام خداوند جان آفرین       حکیم سخن بر زبان آفرین
 
  

       در قرآن کریم،به طور مکرر،فعل«یشعرون» و«لا یشعرون»را معادل و به معنای«یفهمون»و

      «لا یفهمون»می‏بینیم و برایمان مشخص می‏شود که‏ «شعر»و علم و فهم به یک معنایند و در 

لسان عرب‏ (بخصوص در حوزه معارف اسلامی و قرآنی) «شعر به»یعنی«علم به»و در

 فرهنگ قرآن،شعر و شعور از یک ریشه و یک خانواده‏اند.

می‏دانیم حضرت آمنه-مادر گرامی حضرت‏ رسول اکرم(ص)-شاعر بوده و قسمتی از سروده‏های

 ایشان در منابع داخلی و خارجی ضبط است.شخص حضرت رسول با این که به هیچ وجه‏ شاعر

 نبوده،ولی شعر و شاعری را دوست‏ می‏داشته‏اند،کما این که در یک حدیث معتبر از حضرت ایشان 

نقل شده:«الشعراء امراء الکلام» یعنی شاعران امیران سخن‏اند و در حدیثی دیگر منقول از آن

 حضرت آمده:

«انّ لله کنوزا تحت العرش مفاتیحه السنة الشعرا»یعنی خدا را گنج‏هایی است در زیر آسمان‏ که

 زبان‏های شاعران کلیدهای آن گنجهایند.بر همین اساس است که مولانا جلال الدین رومی‏

 (مولوی)می‏فرماید:

هم امارت هم زبان دارم کلید گنج عرش‏  وین دو دعوی را دلیل است از حدیث مصطفی

و اگر خاقانی شروانی شاعر بزرگ و پر آوازهء قرن‏ ششم هجری می‏گوید:

مرا به منزل«الا الذین»فرود آور            فرو گشای ز من طمطراق الشعراء(4)

این ابیات،نظر مثبت قرآن را نسبت به شاعران‏ بیان می‏کند که آن دسته از شاعرانی که عملا 

ایمان‏ آورده و مشمول...

الا الذین آمنوا و عملو الصالحات

(5)هستند جزء خاسرین نبوده و مورد لطف و مرحمت قرآن هستند.

حضرت رسول(ص)به«حسان بن ثابت» شاعر همزمان خود امر کرد،تا در برابر وافدین عرب‏

 که«فخریه»می‏خواندند«شعر»بگوید و حقایق دینی‏ و الهی را بیان کند.یا«کعب بن زهیر»شاعر

 معروف‏ جاهلی در وقت اسلام آوردن قصیده غرایی در نعت‏ و ستایش وجود مبارک پیامبر اسلام

 اکرم(ص) سرود و حضرت ختمی مرتبت او را مورد تفقد قرار داده و عبای مبارک خود را به او

 اهداء فرمود و به اعتبار این هدیه بزرگ«قصیده بردیه»یا«برده» معروف شد و گویند این عبا تا

چند نسل بعد،تبرکا و تیمنا و از روی فخر و مباهات در میان اعقاب او باقی مانده بود.

حضرت علی علیه السلام شخصا شاعر بوده‏اند و دیوانی به آن حضرت منسوب است که مکرر 

چاپ‏ شده است.این دو بیت تحمیدیه زیبا،به آن حضرت‏ نسبت داده شده:

اعتصام الوری بمغفرتک‏        عجز الواصفون عن صفتک

تب علینا فاننا بشر           ما عرفناک حق معرفتک

اصحاب و یاران نزدیک حضرت علی علیه‏ السلام نیز شاعر بودند،یا تفننات شعری داشتند، مانند:

مالک اشتر که دیوان دارد و قیس‏ العطار تعدادی از قصاید او را در کتاب ارجمند «آثار ادبی

 اصحاب امیر المؤمنین علی(ع)» گرد آورده و به طبع رسیده است.یا قیس بن سعد انصاری،یا 

عمار یاسر،یا«خزیمه بن ثابت انصاری‏ (ذو شهادتین)،یا«سعید بن قیس حمدانی»که‏ قصاید و

 سایر انواع ادبی اشعار این مردان بزرگ‏ در کتاب سابق الذکر جمع شده و خوشبختانه‏ در

 دسترس است.

دعبل بن علی الخزاعی(مدفون در شوش دانیال‏ استان خوزستان)در کمال جزالت و فصاحت و 

با شجاعت کامل امام رضا علیه السلام را در حضور مأمون ستوده که بسیار معروف است.(6)

با مطلع:

تا سفت جارتی لمارات زوری‏     و عدت الحلم ذنبا غیر مغتفر

و با ابیات پایانی:

قتلا و اسرا تخویفا و منهبه‏     فعل المعزاء باهل الروم و الخزر

اری امیه معذورین ان قتلوا     و لا لنبی الفتاح عذر

امام حسین علیه السلام نیز شاعر بودند و حتی‏ در بحبوحه جنگ در کربلا،اشعار شیوا و مؤثری 

با صدای بلند و لحن حماسی خواندند که‏ بسیار معروف و توسط اصحاب مقاتل و ارباب‏ منابر نقل

 شده‏اند:

یا دهر اف لک من خلیلی‏        کم لک بالاشراف و الاصیلی

من صاحب او طالب قتیلی‏      و الدهر لا یقنع بالبدیلی

و انما الامر الی الجلیلی‏           و کل حی سالک السبیلی

یعنی ای دهر و ای روزگار تفو بر تو و دوستیت‏ که بسیاری از مشتاقان و آرزومندان را اسیر

 سر پنجه‏ مرگ کردی.بزرگان و پاک‏گوهران را کشتی،امور زندگانی ما در دست خدای 

قادر متعال است و هر جنبنده‏ای باید راه مرگ را طی کند.  

از فرزند ارشد آن حضرت،حضرت علی‏ اکبر نیز اشعاری ضبط شده است که چون شعرهای‏ پدر

 بزرگوارش نقل شد،به مصداق«چون که‏ صد آمد،نود هم پیش ماست»(7)از ذکر آنها صرف‏ نظر

 می‏کنیم.بسیاری از شاعران مسلمان-به‏ خصوص شیعی-خود را مقید و متعهد و ملتزم‏ دانسته‏اند

 که از سر اخلاص و ارادت و ایمان، اشعاری در توحید و تحمید خداوند و نعت و ستایش‏ رسول

 بزرگوار اسلام و اولاد معصومینش بسرایند و در تبویب دیوان خود نوعا سلسله مراتب را رعایت‏

 کرده و آن مدایح و احتمالا مرائی را گنجانده و سپس‏ طبق نظم الفبایی اشعار خود را ارائه می‏دهند.

علما و فقهای اسلام،بعضا شاعر بوده‏اند و حتی تعدادی از آنان صاحب دفتر و دیوان هستند.

البته بعد علمی و فقاهت آنها بر بعد شعریشان‏ رحجان دارد.همچنانکه بالعکس تعدادی دیگر، بعد

 شعریشان،بر بعد علمیشان،برتری داشته(مثل‏ شیخ اجل مصلح الدین سعدی شیرازی که شیخ و 

فقیه بوده و به منبر می‏رفته و«مجالس»او در کلیاتش‏ ضبط شده است که دقیقا با مواعظ و منابر

 عالمان‏ دینی مطابقت دارد.)واژه«ملا»را قبل از نام‏ بسیاری از شاعران مذکور در تذکره‏ها 

و تراجم احوال‏ می‏بینیم که از شماره و حساب خارجند و نیز واژه‏ «شیخ»و«مولا»و

 عنوان‏های مصطلح مشابه،مثلا شیخ بهایی(8)که از او،اشعار زیبا و متینی در دست‏ داریم و

 بعضی از 

آنها

 بسیار معروفند،از علمای دینی‏

 

 زمان

خود

 بوده 

و

 حتی

 

 

«کتاب 

اربعین»

که

 نوعی

 

سنت‏

 نوشتاری

 بین علما و محدثین بوده است،ازاو بازمانده است.

 

 

یا شیخ محمد علی متخلص و معروف به«حزین لا هیجی»متولد 1103 هـ.ق. 

کیهان فرهنگی » تیر 1382 - شماره 201پایگاه مجلات تخصصی نور

 

کنگره شعر فجر

 

جشنواره سرود لاله  های سرخ تهران

 

 

همایش بزرگداشت سرداران رشید عملیاتهای کربلا

 

 

کنگره شعر فجر ارشاد اسلامی استان اصفهان

 

 

کنگره شعر فجر ارشاد اسلامی استان اصفهان

 

زنده یاد منصور هژبری فرمانده سپاه نایین ورئیس حوزه علمیه نایین حجه الاسلام انصاریزاده

 

سفری به شیراز همایش بزرگداشت حافظ

 

 

 

دیداری با خواجه  حافظ شیراز

 

 

در حاشیه همایش شیراز

 

 

سرودن شعر در منطقه عملیاتی جنوب

 

 

دیدار با فرزند علامه بزرگ و مرجع جهان تشیع میرزای نایینی(قدس سره)

 

 

 

سرپرستی واجرای سرود بزرگداشت روز معلم با حضور استاندار وقت استان اصفهان و نمایندگان اصفهان

 

 

تصویری دیگر از مراسم فوق

 

 

و تصویری از همان مراسم

 

 

تصویری از دوست و برادر هم رزم و مداح مشهور لشکر 14امام حسین حاج مهدی منصوری

 

 

جشنواره سراسری سرود لاله های سرخ شیراز

 

 

جشنواره سرود بسیج سپاه ناحیه امام علی (ع)

 

 

کنگره شعر سرداران رشید اسلام

 

کنگره شعر اصفهان. استاد راهی از نایین

 

دیداری با حافظ در حاشیه جشنواره سرود لاله های سرخ

 

یادی از استاد سخن مجید منوچهری نایینی

 

تشکیل اولین گروه سرود در سال 61 نایین

 

 

کنگره شعر نایین با حضور شاعران استان اصفهان

 

 

کنگره شعر نایین دهه 60

 

 

دیداری از مرقد امام در حاشیه جشنواره سرود لا له های سرخ

 

 

استاد هنرمند تحویلی نایینی

 

دیداری  صمیمانه با سادات مکرم موسوی ها

 

 

استاد فقید شیبانی

 

 فرزند میرزای نایینی

 

 

جشنواره سرود شیراز

 

 

حضرت حجه الاسلام نبی الله راجی  از قضات دیوانعالی کشور ، نماینده اسبق و از افتخارات نایین 

 

 

مراسم شب شعر با حضور نماینده شهرستان و فرماندار و مسئولین اوایل دهه  60

 

 

آیت الله حاج شیخ محمد علی سعادت از افتخارات جرقویه 

 

 

اختتامیه همایش سرود شیراز

 

گنگره شعر نایین با حضور شعرای انجمن صائب اصفهان و مسئولان شهر

 

 

كنگره شعر ارشاد اصفهان شاعر پاسدار مهدی کارگر دوست

 

 

تشکیل اولین گروه سرود بسیج دهه 60

 

 

گروه سرود ناحیه 5 سپاه امام علی (ع)

 

جشنواره سرود سراسری لاله های سرخ تهران

 

گروه سرود ارشاد اسلامی نایین

 

 

اختتامیه جشنواره سراسری سرود لاله های سرخ شیراز

 

 

گروه سرود سپاه امام علی (ع)

 

گروه سرود ارشاد اسلامی نایین دهه  60

 

 

گروه سرود یسیج سپاه پاسداران نایین دهه اول 60

 

 

مدیر کل وقت ارشاد اسلامی اصفهان دهه 60

 

 

گنگره شعر سرداران رشید ایران

 

 

تصویری از جوانی ایت الله بحرینی رحمه الله علیه

 

 

تصویری از اجرای گروه سرود .دهه فجر 90برنامه ای از صدا و سیمای مرکز اصفهان

 

اهدای جوایز برگزیدگان مسابقات فرهنگی هنری و معارف و تیم های ورزشی اسفند 90 دبیرستان شهید چمران نایین

 

 

 

 

جشنواره سرود استان اصفهان اسفند 90 دبیرستان چمران نایین

 

 

 

گروه سرود جرقویه علیا اسفند 90

 

دوران تحصیلات دانشگاهی در دانشگاه اصفهان دهه اول 60

 

 

اهدای جوایز برگزیدگان مسابقات فرهنگی هنری و معارف و تیم های ورزشی اسفند 90 دبیرستان شهید چمران نایین


جشنواره سرود استان اصفهان اسفند 90 دبیرستان چمران نایین


گروه سرود جرقویه علیا اسفند 90


 


موضوعات مرتبط: آلبوم فرهنگی، ،
[ یک شنبه 2 آذر 1392 ] [ 8:54 بعد از ظهر ] [ khosrow sn ]
 
·٠•●♥۩♥●•٠·˙ بعثت خاتم الانبیاء محمـّــد مصطفی(ص) مبارکــــ باد ˙·٠•●♥۩♥●•٠·˙
 
 
 
هوالودود


السّلام علیك یا حُجه الله فی اَرضه


تقدیم به ساحت مقدس آقا بقیه الله الاعظم روحی و ارواحنا له الفدا


خیال وصال


زحال زار من ای نازنـــــــــــین چه میـــدانی *** چه شرح گـــویمت از قــــــصه پریشانی 


من از تو دل نبرید م اگر چــــــــه خا موشم *** ا لی الابد شده ام من ا ســــیر و زنـدانی 


ا سیر نرگس مستی عظیم عـا شق کش *** خمار لــعل لبی هــــــــمچو آب حیــــوانی 


ندانم ای گـــل گــــــــــلزار حسن میدانی ؟ *** زحـــــال بلبل شیدا و شـــــــرح حـیرانی 


به گرد کعبه عشق تــــــــــوا م چـــو پروانه *** تو در منای خیـــا لت به فـــــــکر قربانی 


نه در خیال وصـــــــــا لم بدین تهیـــد ستی *** نه لایقم که بخـــوانی مــــرا به مهمانی 


به یک کرشمه چشمت دلــم شود خرسند *** اگر چه دور زچشــمم کنی تو پـــــنهانی 


دل از خیــــال تو یــــــــــــکدم تهی نمیگردد *** تویی که جان منی گر چه رو بگـــردانی 


به حـــق عشق قسم ای ا میر کشور دل *** بیا که ( ناصر ) شوریــده را مرنـــــجانی
 
 
 

شوق وصال


گوشـــــــه عـــــزلت و انــــــــدوه دل و تنهایی *** آتش عـــــشق تو و سوختن و شیدایی 

مـــن ِدلـــداده کـــــجا تــــــــاب تحـــــمل دارم *** کاش مــــی بود کنــــون بهرگریزم پایی
 
غــــم هــــــجران تو و ظلمت شــــــبهای دراز *** ای صنم چشم براهم که مگر باز آیـــی
 
دل سرگشته و دیــــــوانه شد از دست دگـــر *** کو مسیحا نفسی،صحبت روشــــن رایی 

سر هـــــرکــــوچه و برزن به تکاپــــــــوی توام *** آه از هــــــجر تو و عشق من و رسوایی
 
شهره خلق شــدم « تشت من از بام افتاد» *** بر زبانهاســــــت دگر قـــــصه من هر جایی 

اگر از عشق تو ســـــر بر ســــــر هر دار نهم *** ذره ای نیــــست هراســم زکس و پروایی
 
«ناصر» از شوق وصال تو سروده ست چنین *** غزلـــــــــی ناب،همه سـوز، بدیـــن شیوایی 

اشعار از :خلیل صارمی نایینی «ناصر»

 


برچسب‌ها: اعیاد شعبانیه, خلیل صارمی نایینی (ناصر), استاد نایینی, عشق در شعر پارسی, ostadnaser, استاد ناصر, ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف, ,
[ دو شنبه 3 تير 1392 ] [ 1:8 قبل از ظهر ] [ khosrow sn ]
[ دو شنبه 21 اسفند 1391 ] [ 12:5 قبل از ظهر ] [ khosrow sn ]
به نام خدا
 
اللهم قو علی خدمتک جوارحی
تن زنده والا به ورزندگیست ... که ورزندگی مایه زندگیست
 


[http://www.aparat.com/v/7f7729d6247280f34a8a6c195f82550a102315]
 
 
زنده یاد پهلوان نامدار مرحوم حاج رضا صارمی نایینی از شاگردان زنده یاد طیب حاج رضایی و  از یاران  نزدیک جهان پهلوان تختی ، پهلوان حبیبی و پهلوان نامجو
 
(مشهور به علی نایینی)
 
از پیشکسوتان ورزش باستانی و کشتی پهلوانی و ورزشهای رزمی ایران
 
 
[http://www.aparat.com/v/863c1a016a1caab59674dafb88ac953f60366]
 
اخرین عکس پهلوان نایینی67سالگی
 
 
 
[http://www.aparat.com/v/39a252fe0ba427fd461fcd765a72e99898697]
 
تصویری از دوران کهنسالی
 
 
 
[http://www.aparat.com/v/7bb6c31a0ad29569d91ebb9b914711bf56635]
 
 
تصاویر ورزشی فرزند ارشد و شاگرد پهلوان نایینی
استاد خلیل صارمی نایینی
 
 
استاد خلیل صارمی نایینی
 
 
 
استاد  نایینی پایه گذار گونگ فو در نایین و جرقویه  و آموزش نیروهای بسیجی دردهه 60 و70  در زمان ممنوعیت این رشته در کشورو دایر کردن کلاس در پنج منطقه از جرقویه علیا  به طور هم زمان  حسن آباد،دستجرد،کمال آباد،رامشه واسفنداران  با مساعدت بسیج ناحیه 5 سپاه امام علی علیه السلام ، آقای هداوند بخشدار وقت ،آقای قاسمی شهردار وقت وبرادر  ایروانی  و برادراحمد جمشیدی نماینده گان وقت تربیت بدنی 
 
اعضای تیم کونگ فوی اعزامی از نایین به مسابقات استانی شهریور 1392
 
رئیس و سرپرست تیم :استاد خلیل صارمی نایینی
سرمربی تیم : جواد بافرانی 
 
 
مدال آوران تیم کونگ فوی نایین در مسابقات انتخابی استان اصفهان شهریور 92
عناوین کسب شده: یک مدال طلا یک نقره و چهار برنز
 
 
ورزش باستانی در جبهه 
 
[]
 
 
 
 
جمعی از پیشکسوتان کونگ فوی استان اصفهان
 
 
 آخرین نمونه از اطلاعیه تشکیل کلاسهای استاد نایینی در زمان مهجور بودن این ورزش رزمی
 
 
پروازی بر فراز اندیشه توسط استاد نایینی و همراه دکتر نایینی پس از مجروحیت سخت در عملیات فاو وانجام عمل جراحی
 
استاد نایینی در کنار عده ای از همراهان
 
 
[http://www.aparat.com/v/f536e61dbd9717d96fdef259db4a7fc5123712]
 
 
 
[http://www.aparat.com/v/8c6ec99639df629f1e97ce92c8ecfff2102152]
 
 
[http://www.aparat.com/v/98d217932a1769e79c1bd3287502559d122036]
 تمرینات پنجه مرگ
 
 
[http://www.aparat.com/v/fcd2174db7c94eb113db1cb58cd2c94a123710]
 
 
 
[http://www.aparat.com/v/3c8dbcce469db55683e8a7e5abe34a30106076]
 
 
 
[http://www.aparat.com/v/557c8192dc08b09ba0fde79bf5f4604c123708]
 
[http://www.aparat.com/v/c19ed9a27fad44ad909b378739743fcb111981]
 
«توران ما »پرواز اندیشه توسط استاد نایینی در حضور شاگردان
 
 
[http://www.aparat.com/v/cf87aa07bf4739cd9fed438d1f6c1770122042]
 
 
تمرین ذن«سیری در درون انسان»
 
 
[http://www.aparat.com/v/60dd44fc5944d2c8eb5bc7b7b9a3a70d100931]
 
 
مرشد خلیل صارمی بنیانگذار ورزش زورخانه ای در جرقویه
 
 
[http://www.aparat.com/v/ff9bb21cdc1c0a86b5e7bea9b2c8f640108066]
 
استفاده از سلاح نانچاکو
 
 
[http://www.aparat.com/v/a00eff09d1ec6e0751493b7f00b61c39122714]
 
مبارزه همراهان زیر نظر استاد نایینی
 
 
 
[http://www.aparat.com/v/29ae47398ff7068998c16e7463ba9a31115043]
 
 
[http://www.aparat.com/v/7ce8d085f2949d320015a3fd53c2f74b99551]
 
 
 
[http://www.aparat.com/v/665c7fbb15456df28a7e8e1f33fc9954116126]
 
همراه دکتر تاپش از هندوستان 
 
 
 
 
 
[http://www.aparat.com/v/773fadc4528bf006784b517878dbb212110838]
 
 
[http://www.aparat.com/v/357bd45e38182fe4b6bb10838da2115f101946]
 
نظارت  استاد  بر تمرینات همراهان
 
 
[http://www.aparat.com/v/95831099d5d2171aea50c24de5332f7339994]
 
 تصویری از  تمرینات استاد نایینی و همراه دکتر داود صارمی نایینی
 
 
 
[http://www.aparat.com/v/e1d351219a44905eb5f80749d63ce37924109]
 
 
تمرینات کشتی نوجوانان زیر نظر «استاد خلیل صارمی نایینی بنیانگذار کشتی در مناطق جرقویه»دهه 60
 
 
 
[http://www.aparat.com/v/ec94bafbec5d8659f176bc854602c2d0106623]
 
[ سه شنبه 1 اسفند 1391 ] [ 10:4 بعد از ظهر ] [ khosrow sn ]
[ سه شنبه 10 بهمن 1391 ] [ 2:27 بعد از ظهر ] [ khosrow sn ]

 بسم رب الشهدا ء والصدیقین

السلام علیک یا ثارالله

 


مثنوی 72 بیت عاشورایی


دیگر غریب نینوا افتاده از پا


بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

 


 

امروز عالـم یكـــسر اندر شــور و شــین است

از آســـــمان عشـــق خــــون می بارد امروز

روزی چــه روزی، سرخگــون از خون خورشید

***

هـــان ای زمین غمخانه سلطان دیـــن بـــاش

دیـــدی چـــه ها كردند با فرزند زهــرا (س)

از این همه ســنگین دلـــــی اَلـلّهُ و اكـــــبر

در وادی" بـَـــل هُم اَضـــلّ" دور از شـــعورند

كــــشتند فــــرزنـدان پــــاك مــصطفی را

دلـــــبند لــــیلا را به خــاك و خون كشیدند

بـــــر فــــرق نـــورانیِّ قاســـم تیغ رانـدند

عــــبّاس را آمــــــاج تــــیر كـــینه كردند

جــرمش چــه؟وَالــلَّه بـردن مَشكی پر از آب

آنـــدم كه مُـــشتی آب جـــان تــشنگان بود

آن بـــا وفـــا را هر دو دست از تـــن فكندند

دیـــگر امـــیدش نا امـــیدی شد عــــلمدار

با ســــر فـــرو افـــتاد و در خـون شد شناور

گـــفت ای علمدار خـــدا برخـــیز، برخـــیز

ای هـــر دو دست از تـــن جدا برخـیز ،برخیز

***

اینجا حـسین است و عــزیزان خفته در خاك

دیـــگر چــه جـــانی مانــد و تابی پیكرش را

گـــفتا جـــوانان بـــنی هـــاشـــم كــجائید

وقـــتی كه دیــگر اصـغرش را نیست تــــابی

گـــوید من ای لشــكر اگر هـــستم گــنهكار

او را زِمـــن گـــیرید و ســـیرابش نـــمائـید

خـــوش چـــاره ای بر جــان بی تابش نمودند

***

هــــر لحظه آن روز داغــــی بــــود و دردی

دیگر حـــسین است و نه هـــمراهی نه یــاری

بــــر جمع دونان تاخت آنــــدم هـمچو حیدر

از آن لعینان خــــیل هابر خــــاك انــداخت

امــــا دگـــر دســــتان او را نــــیست جانی

كــــردند جمعی قـــصد آن ســــلطان مظلوم

فـــریاد" هَلْ مِنْ ناصِرش" در دشـــت پــیچید

گــــفتا من ای لــــشكر حـــسین ابن عــلیّم

این بــــی گــــناهان یـــادگاران رســــولند

گــــر در مَـــرام و خــویتان از دین اثر نیست

امـــا تـــو گـــویی كـَــر زمــادر زاده بودند

حــــق را نمی دیـــدند زیـــرا كــــور بودند

مـــصداق" صُـــمٌ  بـُــكمْ" ایـــن قــوم لعینند

در پــــیش رو خـــورشید را ایـــنان نـدیدند

دیـگر غـــــریب نـــــینوا افـــتاده از پـــــا

این خفته اندر خاك و خون جسم حسین است؟

این اســــت آن نــــوباوه زهــــرای اطــهر؟

جـــسم به خــــاك افتاده اش را ســر بریدند

اســـب شــــقاوت بر تـــن پاكش دوانـــدند

در حــــیرتم از این هـــمه درنـّــده خـــویی

ای وای بــــر ما ،وای بــــر ما،وای بــــر مــا

***

ایــــنان مگر دردانـــه زهــــرا نــــبودنـــد

ناخــــوانده گر بــودند ایــنان اندر این دشت

این قـــــوم خود او را به سوی خویش خواندند

خواندند ســـــوی خـــــود امام و مـــقتدا را

از هـــــر چه گــــویی این لـعینان تیره رو تر

بــــهر خــــوش آمد گوئــیش لشكر كشیدند

ای عاشـــــقان فـــریاد ، وای از این مــصیبت

اكـــــنون كه انــــدر مـــاتم لــب تشنگانید

زان شــــه فــــرو بـندم دگر این لحظه دم را

***

آتــــش زدند از كــــینه دل خـــیمه هـــا را

اهـــــل حـــــرم را طـــوق بر گردن فكندند

هـــــر جــــا درنـــگی در مـیان راهشان بود

رخـــت اســــیری كرد بر تــــن زیــنب زار

طـــفلان معصومـــند و مـُـــشتی داغــــدیده

آل عـــــلی را خــــارجی خـــواندند هــر جا

از حـــال زیـــنب زیـــن بـــلا اَلـــلّهُ اعــلم

مـــنزل به مـــنزل با ســـری بی تــن اسـیری

در این رســـالت قــاصـــدی والاســت زینب

در بـــارگاه آن پـلیــد زشـــــت كـــــردار

در ذَمّ دونـــان صــحبتی جــانانه كــــــردند

امــــا زســــوز ســـینه اش آگـاه كس نیست

او دیده هــفتاد و دو تـــن در خــــون تــپیده

داغ شــــهید نـــــینوا در ســــینه اوســــت

بایــــد كه با این كاروان هــــمراه بـــــودن

«ناصر » تو هـــم در ماتـــم سلطان دین باش

شاید در آنجائـــیكه شــــافی این شــــهانند

 

اَرض و ســــما در ماتــــم قــــتل حسین است

زخــــمی عـظـیم و كـــهنه بر تـــن دارد امروز

خــــورشــــید بر بالای نــــی امــــروز تابیـد

***

چــــون آســــمان از این مصیبت شرمگین باش

با پــــاره جـــان و تن و دلبــــند زهـــرا (س)

ایـــــنگونه از حــــق غافـــلی اَلــــلّهُ اكـــبر

در عــــمق "كَالاَنـعام" ســرگردان و كــــورنـد

نــــور دو چـــــشمان عــــلیِ مرتــــــضی را

شــــبه پیــمبـر را چـــنین پیـــكر دریــــدند

صد پــــاره جسمش كرده بر خاكش كــشاندند

ایــــنگو نه نــــو آن كـــینه دیــرینه كــردند

تا كـــودكانی تـــشنه زان گـــردند ســــیراب

آبــــی كه مَــهر مـــادر آن كـــودكان بــــود

مـَـشك پـــر آبـــش را به تــیری پاره كــردند

آبـــی نـــماند و تــشنه لـــب در خــیمه بسیار

انــــدر كـــنارش بـــا شـــتاب آمد بــــرادر

تركم مـــكن ای بــا وفــــا برخـــیز ،برخـــیز

پشتــم شــكست از ایـــن بــلا برخـــیز ،برخیز

***

یكجا فـــغانــــها از عـــــطش تا اوج افـــلاك

آنـــدم كه در خـــون دید جـــسم اكــبرش را

مـــن نـــاتوان از بــــردن اویـــم بـــیائــــید

می گـــیرد او را روی دســـت از بـــهر آبــــی

جـُــرمش چه بـــاشد كوفیان این كــودك زار؟

رحـــمی به جــسم خُــرد و بی تابــش نــمائید

با تـــیر زهـــر آلـــوده ســـیرابــش نـــمودند

***

لَختی به ســـوگی لـــحظه ای دیــگر نــــبردی

هـــر یاوری افتاده انــــدر خـــون كــــــناری

گـــوئی عـــــلی شمشیر می زد بـــار دیــــگر

از كشته هــــاشان پشته هـــا در هر كجا ساخت

دیــــگر نــــماند از تــــشنگی او را تـــــوانی

جــمعی به قـــصد خــیمه و طــــفلان مــعصوم

كــــوه و زمــــین و آســـمان و عرش لـــرزید

امـــروز انـــدر كـــلّ عــــالم مــن ولـــــیّم

وَالــــلّه ایــــنان نـــور چــــشمان بـــــتولند

از گــــوهر آزادگــــی زیــــبنده تر چــیست؟

از ابــــتدا با فــــتنه و شــَــر زاده بــــــودند

ره را نمــــی جـــستند زیـــــرا دور بـــــودند

الــــحق" فـَــهُمْ لا یـَــعْقِلونـــند" و پلـــــیدند

خــــورشید را این تــــیره رویـــان سر بریدند

فریــــاد و افــــغان زین مصیبت وای بــر مـــا

این گـَشته از خون لاله گون جـسم حسین است؟

این اســـــت نــــور هر دو چــــشمان پـیمبر؟

انگشت او از بـــــهر انگـــــشتر بـــریـــــدند

گــَــرد جــــفا بر جـــسم صد چاكش فشاندند

این گـــــونه پــستی تا به این حـــدكینه جویی

چـــونیم دیگر زیـــن مـــصیبت مانده برپـــا؟

***

یا یــــادگار كــــعبه و بــــطحا نــــــــبودند

انـــدر كـــجا بر مــیهمان اینگونه بگذشـــــت

خود نــــیز بـــین راه در خـــونش نــــشاندند

آنــــگاه بشكستند هــــر عــــهد و وفـــــا را

از وحــــشیان جـنگلی درّنـــــده خـــــوتـــر

تـــــیغ جــــفا بر روی آن ســــرور كــشیدند

فـــــریاد ازایـــن بـــیداد ، وای از این مـصیبت

ســـیلاب خـــــون از دیــــده بر دامــن برانید

قـــدری بگـویم حالــــت اهـــــل حـــــرم را

***

كـــــردنــد نـــیكو خــــدمت آل عــــــبا را

ســــیلی زدند و ظلـــــم بـــــی اندازه كـردند

در كـُــنج ویــــران و خــــرابی جایـــشان بود

ای دیــــده چون دل اندر این غم خون فــرو بار

در این ســــفر زیــنب چه تلــخی هـا چــشیده

آزارشـــان دادند هـــــر جـــا گـــاه و بــیگاه

در صـــــبر او بـــر دردهـــــا  اَلـــلّهُ اعـــلم

هـــــر جـــا بــــیانی تـــند در اوج دلــــیری

روشــــنگر اهـــداف عـاشــــوراســــت زینب

او هـــست وآن شــهزاده رنــــجور و بــیمار

یكباره كـــاخ ظلـــمشان ویــــرانه كـــــردند

هر ذرّه جــــسم و جـــان زینب داغ و دردیست

او پـــــیكر عـــــبّاس را بــــی دســـت دیده

انـــــدوه دشــت كربـــــلا در سـینه اوســـت

ننگ اســت خواب و راحــت و بی غــم غــنودن

از ایـن مــصیبت تا قــــیامت دل غــــمین باش

بر آتـــش جــــان تو هــــم آبـــی فــــشانند

خلیل صارمی نایینی « ناصر»

محرم الحرام 1428 ه.ق



برچسب‌ها: محرم الحرام, امام حسین علیه السلام , پهلوان علی نایینی, حاج رضا صارمی نایینی, جهان پهلوان تختی, پهلوان حبیبی, پهلوان نامجو, پهلوان حاج طیب رضایی, استاد نایینی , خلیل صارمی نایینی, بنیانگذار ورزشهای رزمی شرق اصفهان, بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه,
[ چهار شنبه 24 آبان 1391 ] [ 10:2 بعد از ظهر ] [ khosrow sn ]

 

 بسم رب النور

 
 
امام رضا


ولادت امام هشتم ثامن الحجج علیه السلام بر شیفتگان حضرتش مبارک باد


 

کلیپ آمدم ای شاه ...



ارمغان حجاز


آقا جون امام رضا هر جا میرم

پُره از کبوترای حرمت

سفره تو پهنه آقای کریم

قربون این همه فضل و کرمت

***

تو غریب نیستی آقا بیا بقیع

اینجا مادرت غریبه آقا جون

باقر و صادق و سجاد و حسن

غریبن توی مدینه آقا جون

***

سر سفره بابات نشسته اند

همه ناسپاس و کورند و کرند

گر چه کوفه بی وفاست امام رضا

به خدا اینا ز کوفی بدترند

تابستان 91 مدینه النبی

خلیل صارمی نایینی « ناصر»

 


 


برچسب‌ها: ولادت امام رضا علیه السلام , پهلوان علی نایینی, حاج رضا صارمی نایینی, جهان پهلوان تختی, پهلوان حبیبی, پهلوان نامجو, پهلوان حاج طیب رضایی, استاد نایینی , خلیل صارمی نایینی, بنیانگذار ورزشهای رزمی شرق اصفهان, بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه,
[ جمعه 7 مهر 1391 ] [ 11:23 قبل از ظهر ] [ khosrow sn ]

 بسم رب الشهداء والصالحین


هفته دفاع مقدس بر ملت غیور ایران مبارک باد


آتش پنهان

اللهم عجل لولیک الفرج

تقدیم به ارواح طیبه شهدا وامام شهدا ، رهبر فرزانه انقلاب ، جانبازان و آزادگان  سرافراز 

وبسیجیان بی نام و نشانو هم رزمان شهیدم سرداران رشید اسلام ،خرازی ،باکری،باقری،همت،

آقا با بایی،جان نثاری،ردا نی،قربانی،روح الامین،قوچانی،عرب

 و همه آنان که با خون سرخشان نهال انقلاب را آبیاری کردند.

منطقه عملیاتی خیبر طلائیه

  داغ شهیدان 

 

 

یا الــهی سیـــدی مــولای من

 آمـــــدم بــاز آمــــدم ای دستـگـــــیر

 دردمـــــندم بــــــهر درمان آمـــــــدم

من به خود کـردم سـتم دستم بگـــیر

عــــــــقده دل با تـــو من وا می کنم

کس چه دانــــد زآتش پنهـــان مــن

گر چه در سوگ عزیزان سوختم

از غریــــــبی درد دارم در دلـــــــــم

آه از تنــــــهایی و شبــــــهای مــن

در دلم داغ شهــــــیدان مانده است

ای فلـــک بشـــــکاف زنـــــدان دلم

کاندرآن گلــــهای پر پر مانده است

از شهـیدان گفتن آسان نیست نیست

بایــــد آنجا می شنـــیدی ذکرشــــان

باید می بودی در آن شبـهای عشق

آخرین دم ســـر به دامانــــت نهـند

آه مـــن زیـــن کاروان جا مانده ام

آن صــــفای جبـهه ها یادش به خیر

اینــک از این درد و تنــهایی فغان

بانــــگ نای نیــــنوا بودیــــم مـــا

کاروان رفــــت و به جا مانــدیم ما

هر دم اینــــک هـــمدم آهیم و درد

گر چه اکـــنون هم  ســـپاه سنگریم

لیـــک اندر کوفه تنـــــها و غریب

کوفـــــه ما ، کوچـــه ما ، شـهر ما

در بســـاط کوفـیان جز غدر چیست

بس سر افرازان که بـی نام و نشان

هـــم دلان درد بسیــــجی نام نیست

درد جانبازان نه درد دســت و پاست

درد او درد غریـــــب کربــــلاسـت

در دلـــش داغ خمینـــی ماند و بس

رَبـّنا اَفرغ عَلیـنا صـَـبرنا

کاش می بـــردی مـــــرا با کـاروان

در مــــقام قــُـرب بودم کــاش مـــن

یا شفیـعی سیدی  مـولای من

یا غـیاث المسُتغیثـین، مَرهمی

یا ورمُستوحشین فی الظّـُلَم

شـــوق پرواز و ســــفر باشــد مرا

رَبّنا اِغــفر ذنــوبی کُـلّـها

گر من از جــور زمـــانه سوختم

آنــــک آن یعــــقوب کنعـــانی منم

آتش عشــــقش به جانم بر فروخت

کـــی شود دوران هجرانــــش تمام

شوره زاران چــــون گلسـتانی شود

« ناصر» از شوق وصالش ماند و بس

(درد مارا نیست درمــــان الغیاث

 


آشنــــای نالــــــه شبــــــهای مـن

شــکوه ها دارم ولی برمن مـگــیر

با دلی خون  ،چشـــــم گریان آمدم

عفو کن باز آمــدم من ، گر چه دیر

راحـــت جان در تـــــو پیدا می کنم

آه از ســـــوز درون جــــــــان من

دیـــــده بر لطـــف تو یا رب دوختم

ســــوز آهی ســـــــرد دارم در دلم

ســــردی کاشـــــانه و تبــهای من

شـــومی شام غریبــان مانده است

تا ببیــــنی نقـــش ایــــــــوان دلـــم

حسرت شبــــــهای سنگر مانده است

عاشــــقان دانند درد عشــــق چیست

تا بدانــــی منتـــــهای فــــکرشـــــان

تا ببیــــنی عاشـــــق و تبهای عشق

مژده های وصــــل جا نانــــت دهند

بی کـــس و بی یار و تنــها ما نده ام

شور و غــوغای دعــا یادش به خیر

از حریـــمی ســـرد و  شیدایی فغان

در هــــوای کربـــــلا بودیـــــم مــــا

انــــدر این وادی چرا مانــــــدیم ما

اشـک ریزان بر سر چاهــیم و سرد

واله و شــــیدای دین  و کــــشوریم

روز و شب در خوانـدن اَمّن یُجیب

 ساحـــل امـــنی ندارد بـــــــحر مـــــا

کوفـــه قربا نــــگاه مولامان علیست

زانــوی غــم در بغــل دور از میان

شــــهرت و آوازه در ایـــام نیــست

دردهای تــــن هـــمه درد هـــواست

داغ او داغ اســـــیر نیــــنواســــت

حسرت قبر حسیـــــنی مانــد و بس* 

بر زبانــــم نیـــست جـــز یـا لَیـتنا

در بیـــــابان مانـــده ام بی آشــیان

با شهـــــیدان می غـــنودم کاش من

بنـــد ها بگـــــسل دگـــر از پای من

با مُراد خویــــش جفـــــتم کن دمی

 رحـم کــن بر استــخوان نازکم

شـــور و ســــودایی دگر باشــد مرا

نیـــست ما را تحــــــفه ای الاّ الدّعا

دیــــده بر لطـــف تو یارب دوخــــــتم

بـــــی قــــرار بـــــوی آن پیــــراهنم

سینه عمری درفراغش سخت سوخت

وز پــــس پـــرده برون آیــــد امــــام

ایـــن کــــویر خشک  بســـــتانی شود

روز و شب اندر خیـــالش ماند و بس

 هجر مارا نیـست پایان الغیاث )

خلیل صارمی نایینی  «ناصر »

 *ابیات قبل از باز شدن راه کربلای معلا سروده شده است .

 

 

جهت دیدن تصاویر به صفحات جانبی ،جبهه به روایت تصویر 1 و 2 در لینکهای زیرمراجعه نمائید

الاحقر : خلیل صارمی نایینی  «ناصر »

http://ostadnaser.ir/

http://bargesabz14.mihanblog.com/

 

برچسب‌ها: دفاع مقدس, خلیل صارمی نایینی فرمانده محورهای عملیاتی کردستان و جنوب, پهلوان علی نایینی, حاج رضا صارمی نایینی, جهان پهلوان تختی, پهلوان حبیبی, پهلوان نامجو, پهلوان حاج طیب رضایی, استاد نایینی , خلیل صارمی نایینی, بنیانگذار ورزشهای رزمی شرق اصفهان, بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه,
[ دو شنبه 3 مهر 1391 ] [ 10:23 بعد از ظهر ] [ khosrow sn ]
بسم رب الشهدا و الصدیقین

 السلام عیک یا ابا صالح المهدی. آجرک الله یا بقیة الله فی مصیبت جدک



اشك ملائك

زین ماتمی كه چشم ملایك ز خون، ترست

گویا عزای صادق آل پیمبرست

یا رب چه روی داده، كزین سوگ جانگداز

خلقی پریش خاطر و، دلها پر آذرست

مُلك و مَلك به ناله و افغان و اشك و آه

چون داغدار، حضرت موسی بن جعفرست

خون می رود ز فرط غم از چشم شیعیان

زیرا كه قلب عالم امكان مكدرست

منصور، شاد گشت ز قتل خدیو دین

اما به خُلد، غمزده زهرای اطهرست

او گرچه كشت خسرو دین را ولی به دهر

نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست

تن در نداد بر ستم و، این كلام نغز

بر پیروان حق و عدالت مقررست:

آزاد مرد، تن به زبونی نمی دهد

مرگ از حیات در نظر مرد خوشترست

تنها نه اشكبار چشم صفا زین عزا بود

دلهای شیعیان همه از غم مكدرست

« صفا »

 

                                                                 

 

 

  خلیل صارمی نایینی « ناصر»

 

 


برچسب‌ها: شهادت امام صادق علیه السلام , پهلوان علی نایینی, حاج رضا صارمی نایینی, جهان پهلوان تختی, پهلوان حبیبی, پهلوان نامجو, پهلوان حاج طیب رضایی, استاد نایینی , خلیل صارمی نایینی, بنیانگذار ورزشهای رزمی شرق اصفهان, بنیانگذار ورزش باستانی و کشتی در منطقه جرقویه,
[ سه شنبه 21 شهريور 1391 ] [ 10:3 بعد از ظهر ] [ khosrow sn ]
[ شنبه 28 مرداد 1391 ] [ 10:7 بعد از ظهر ] [ khosrow sn ]
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

***** استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلا مانع میباشد.

آمار وبلاگ:
 


صدایاب <